چشم در برابر چشم، مجازاتی بی حاصل

از اولین باری که شنیدم دخترک تنها بدلیل اینکه به مردی «نه» گفته است صورت و دستهایش با اسید سوزانده شده از اینکه کسی به خواستگاری ام بیاید ترسیدم. خیلی جوان بودم و آن روزها اصلا در فکر ازدواج نبودم. سال ۸۳ بود و می رفتم سر کار در مجموعه ای که اغلب همکارانم مرد بودند و خوب طبیعی است که با انسان افراد مختلفی آشنا می شود و طبعا در میانشان کسانی برای مراوده بیشتر پیشقدم خواهند شد. پسر موجه و محترم بود. چند باری با زبان غیر مستقیم درباره ی انکه می خواهد مرا بیشتر بشناسد حرف زده بود  و من هر بار وحشت زده و با قیافه ای که او را یک جانی می دید گوش کرده بودم.یک شب با گریه به مادرم گفتم :«می ترسم بهش بگم نه! می ترسم روم اسید بپاشه!» مادرم حیرت زده گفت:«این آخه چه فکریه که تو می کنی؟» اما این حقیقت داشت. اندوه آمنه بهرامی و اتفاقی که برایش افتاده بود این هراس را در دل بسیاری از دختران بوجود آورد.
879699

بعدها بیشتر درباره ی اسید پاشی و سابقه اش در ایران تحقیق کردم. دانستم این جنابت وحشتناک و غیرانسانی بیش از ۶۰ سال در ایران پیشینه داشته است. اولین بار یک وکیل دادگستری در سال ۱۳۳۴ مورد اسید پاشی فردی قرار گرفت که بر علیه اش حکمی صادر کرده بود. همین امر موجب شد در سال ۱۳۳۷ برای این جرم مجازاتی تعریف شود:«قصاص و دیه». مجازاتی که تا به امروز یکبار اجرا شده است اما بی شک در صورت اجرا شدن، بیش از اینکه تاثیری در کاهش این جنایت داشته باشد ترویج خشونت است.

در ده سال گذشته به طور رسمی ۱۳ مورد اسید پاشی در کشور رخ داده که آخرین آن در پی خطبه های امام جمعه ی شهر اصفهان و بصورت گروهی در این شهر اتفاق افتاد. پرونده ای که همچنان مفتوح است اما سرنخی از عوامل آن که گفته می شد با انگیزه ی امر به معروف اقدام به اینکار کرده اند یافت نشده است. آمار رسمی و اعلام شده توسط رسانه های ایران می گوید که در ۱۰ مورد این جنایت ها، انگیزه های شخصی و در سه مورد نیز عوامل نامعلوم منجر به بروز چنین رفتار غیر انسانی شده است. اغلب انگیزه های شخصی نیز حول انتقامجویی های کسانی است که یا در خواستگاری جواب رد شنیده اند یا کسی خواسته انتقام خیانت همسرش را بگیرد یا قربانی  قصد جدایی  از همسرش را داشته. حتی در بعضی موارد سوظن به کسی بابت ارتباط (بدون سند و تنها بر اساس سوءظن) منجر به چنین اقدام غیر انسانی شده است. در شش مورد از این اسید پاشی ها قربانی مرد بوده و درباقی موارد زنان و کودکان مورد سوقصد قرار گرفته اند. مجریان چنین اعمالی اغلب خویشاوندان و آشنایان فرد قربانی بوده اند. همسران، پدران، دختران، دوستان و تنها در یکی از این موارد فرد مجرم، قربانی را با شخص دیگری اشتباه گرفته است. عمل غیر انسانی اسید پاشی به دلایل واهی زیبایی، شنوایی، چشم وپوست کسی را نشانه گرفته است. نقص عضو، تخریب گردن و صورت و قفسه سینه کمترین مشکلاتی است که برای قربانی رخ می دهد. قربانی این عمل خشونت آمیز حتی اگر زنده بماند تا پایان عمر با مصائب و مشکلاتی مواجه خواهد بود که هیچ جراحی آن را التیام نخواهد بخشید.

 حال سوال اینجاست که چرا باید فرد یا افرادی که دست به چنین اقدامات بی شرمانه ای می زنند به مجازات غیر انسانی قصاص محکوم شوند؟ آیا ریختن اسید در چشم مجرم دردی از قربانی دوا خواهد کرد؟ آن هم اقدامی با عمد و آمادگی قبلی؟ آیا نباید فرد مجرم تحت راونکاوی قرار بگیرد؟ در مجازاتش نباید به بازدارنده بودن توجه شود تا حداقل آن دیگری بداند که عاقبتش چه خواهد بود و راه نجاتی نیست بلکه دست بردارد از چنین عملی؟ چرا قربانی باید به حال خود رها شود؟ آیا نباید او و خانواده اش مورد حمایت نهادهای مردمی و دولتی واقع شوند؟ نباید به لحاظ روحی زخمهایشان التیام یابد؟ نباید برای بهبود شرایط روحی وی اقدامات فوری رخ دهد؟ قربانیان این عمل خشونت آمیز تنها خودشان مورد حمله قرار نگرفته اند. خانواده های آنها نیز به مشاوره و ترمیم مشکلاتی که پس از چنین اتفاقی رخ می دهد نیازمندند. فراموش نکنیم که پس از گذر سالها از اسید پاشی به آمنه بهرامی، برادر جوان او دست به خودکشی زد… اسید پاشی جرم وحشتناکی است و مقابله با آن وظیفه ی همه ی ماست.

 مریم دهکردی

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s