«احتمال کشف در پرونده اسیدپاشی‌های اصفهان وجود دارد»

پس از گذشت بیش از هفت ماه از اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای در اصفهان، رئیس پلیس آگاهی نیروی انتظامی با اشاره «وجود چندین مظنون اصلی» تأکید کرد که «احتمال کشف» در این پرونده وجود دارد.

E392F6E6-8FD2-4AD8-84A7-2E2694540CEC_w640_r1_s

به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، محمدرضا مقیمی، روز دوشنبه ۲۸ اردیبهشت، در حاشیه همایش رؤسای پلیس آگاهی سراسر کشور گفت: «در همایشی که امروز در ستاد ناجا برگزار می‌شود، قرار است از نظر کارشناسان برای رسیدگی به پرونده اسیدپاشی اصفهان استفاده کنیم.»

در همین حال به گزارش خبرگزاری ایلنا، آقای مقیمی تصریح کرد: «درباره این پرونده چند مظنون دستگیر شده‌است، یکی از آن‌ها فردی بود که در اصفهان اقدام به سرقت منازل می‌کرد و بعد از سرقت منازل را آتش می‌زد.»

وی در عین حال اضافه کرد: «وی مظنون اصلی حادثه اسیدپاشی نبود اما دستگیری وی سبب شد تا جرایم سریالی سرقت منازل کمتر شده و با دستگیری وی امنیت منازل بیشتر شود.»

رئیس پلیس آگاهی نیروی انتظامی روز ۲۴ اسفند ۹۳، نیز گفته بود که اطلاعات اسیدپاشی‌های اصفهان در حال جمع‌آوری است و «به نکات خوبی هم رسیده‌ایم.»

با این حال این پرونده پس از گذشت بیش از هفت ماه هنوز فرجامی نیافته و در همین حال حسینعلی امیری، سخنگوی وزارت کشور ایران، روز ۲۱ اردیبهشت گفت که عوامل آن هنوز شناسایی نشده‌اند.

این درحالی است که به گفته اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده سابق نیروی انتظامی، از ابتدای سال ۹۳ تا بهمن ماه این سال «۳۱۸ مورد اسیدپاشی» صورت گرفته‌است که اغلب عاملان آن دستگیر شده‌اند.

با این حال مقامات نیروی انتظامی و قوه قضائیه احتمال فرار متهم یا متهمان اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای در اصفهان را یک «گمانه‌زنی» دانسته و گفته‌اند که نمی‌توان فرار آنان را «قطعی» عنوان کرد.

در همین رابطه، حسین ذوالفقاری، معاون امنیتی وزیر کشور ایران، پیش از این از بررسی «۱۹۱ هزار» نفر برای شناسایی عوامل این جنایت خبر داده و اعلام کرده بود که نمی‌توان درباره خروج متهم اصلی از کشور با «قاطعیت» سخن گفت.

ناصر جورکش، پدر سهیلا جورکش، از «قربانیان» اسیدپاشی‌های اصفهان، آبان ماه ۹۳ گفته بود که پلیس با استفاده از دوربین‌های ترافیکی به راحتی می‌تواند «دو موتورسوار» عامل این اسیدپاشی را ردیابی کند.

به گفته آقای جورکش، غیر از دوربین‌های ترافیکی، یک ایستگاه آتش‌نشانی خیابان محل حادثه هم دوربین مداربسته دارد و پلیس می‌تواند از فیلم این دوربین مداربسته نیز استفاده کند.

رسول زرگرپور، استاندار اصفهان، برای اولین بار روز ۲۷ آبان ۹۳ از وجود «فیلم‌هایی» در ارتباط با اسیدپاشی‌های اصفهان خبر داده بود که به گفته او «نشان می‌دهد» عامل اسیدپاشی‌های اصفهان «مشکلات روانی» دارد.

آقای زرگرپور پس از این سخنان خود تاکنون گزارشی از نتیجه بازبینی این فیلم‌ها ارائه نکرده‌است.

منبع: رادیو فردا

قربانی اسید پاشی؛ گزارشی از تلویزیون “آر تی اِل” آلمان

تهمینه یوسفی دختر 29 ساله‌ای بود که وقتی به عقد مردی درآمد متوجه شد او معتاد است و اقدام به طلاق کرد. اما پدرش او را مجبور به پس گرفتن درخواست طلاق کرد و با تهدید به او گفت: اگر درخواست طلاقت را پس نگیری تو را می‌کشم.
تهمینه می‌گوید «این تهدید را جدی نگرفتم تا اینکه یک روز پدر و برادر 22 ساله‌ام به محض ورود من به خانه اقدام به اسیدپاشی کردند.
برادرم دست و پاهای من را گرفت و از پدرم خواست اسید را روی صورتم بپاشد و بعد از آن طنابی را دور گردن من انداختند و آنقدر کشیدند تا من بیهوش شدم و در نهایت به تصور اینکه من را کشته‌اند رهایم کردند.

20 دقیقه بعد به هوش آمدم و از شدت سوزش به سمت حمام دویدم اما وقتی پدرم من را دید خطاب به برادرم گفت که این زنده است و باید هر چه زودتر او را بکشیم.
من به پدرم التماس کردم و به دست و پایش افتادم و گفتم که از شما شکایتی نمی‌کنم، همان موقع با برادر بزرگترم تماس گرفتند و من را به بیمارستان بوعلی سینا قزوین منتقل کردند اما به دلیل شدت جراحات وارده بیمارستان از پذیرش من خودداری کرد و گفت باید به تهران بیایم.»

این دختر جوان بعد از آن اتفاق تحت پوشش بهزیستی در خانه‌ای که این نهاد به او داده بود زندگی می‌کرد و هم‌اکنون هم در 30 سالگی در کشور آلمان به دنبال بازیافتن کمی از چهره گذشته خود است.

منبع: صفحه فیسبوک تهمینه میلانی

زیور چشمش و دخترش را از دست داد

چهارسال از آن روز می‌گذرد، روزی که زیور کنار دست یثری، دختر هجده ساله‌اش با رویای خانه جدید به خواب رفت و دم صبح احساس کرد صورتش را به آتش کشیده‌اند. هم خودش می‌سوخت و هم دختری که قرار بود تا چند وقت دیگر راهی خانه بخت شود. سطل اسید را آدم‌های غریبه روی او و یثری خالی نکردند. عمو و زن‌عموی یثری آنها را با ریختن اسید روی صورت شان، از خواب  بیدار کردند.

zivar-3
همه چیز از بعد از فوت شوهر زیور آغاز می‌شود. از زمانی که او اثاثیه‌اش را جمع می‌کند و پیش خانواده همسرش می‌رود. بعد از فوت همسرش، خانواده شوهرش می‌گویند: «خوب نیست زن بعد از فوت شوهرش تنها و بی‌سرپرست بماند.» تهدیدش می‌کنند که سرپرستی بچه‌ها را می‌گیرند. همین ها باعث می‌شود زیور اثاثیه‌اش را جمع کند واز کرمانشاه به سرابله ایلام برود. مدتی دریکی از اتاق‌های خانهٔ برادرشوهرش زندگی می‌کنند. برادرشوهر دیگرش هم مدام به آنها سر می‌زند و از چند وقت بعد با این‌که همسر دارد، چندین‌بار از زیور خواستگاری می‌کند. جواب زیور یک کلمه است؛ نه.  چند وقت بعد دخترش  نامزد می‌شود و بعد از نامزدی، داماد از خانواده یثری می‌خواهد که وسایلشان را جمع کنند  و به خانه جدیدی که برایشان گرفته بروند.

زیور و یثری تمام وسایل شان را جمع کرده‌اند. ظرف ها و لباس ها را شسته‌اند و با دقت و وسواس بسته بندی کرده‌اند. قرار است فردا صبح به خانه جدید بروند. زیور و یثری کنار هم دراز کشیده‌اند که یثری می‌گوید: «رفتار عمو و زن‌عمو مشکوک است، دائم بالا سر ما می‌آیند تا ببینند ما خوابیدیمم یا نه.» مادر حرف های دختر را جدی نمی‌گیرد تا اینکه ساعت چهار صبح با سوزش شدید از خواب بیدار می‌شوند. یثری عمو و زن‌عمویش را با سطل اسید بالای سر خودشان می‌بیند. عموی یثری با همدستی عموی دیگر و همسرش سطلی از اسید را بر سر تا پای زیور ریخته و مقدار کمتری از ان را بر قفسه سینه و قلب یثری پاشیده بود.

_MG_6660

مادر و  دختر هجده روز در کنار یکدیگر روی تخت بیمارستان بستری بودند. اما یثری بیشتر از این دوام نیاورد و در گذشت. چند ماه مرگ یثری را از زیور پنهان می‌کنند و هر بار سراغ دخترش را می‌گیرد، اطرافیان آدرس اتاق ای سی یوی بیمارستان را می‌دهند.

زیور تا حالا هر کدام از قربانیان اسیدپاشی اصفهان را دیده، یک دل سیر به یاد دختر جوانش گریه کرده است. دختری که در همان هجده روز بارها با گریه از مادرش پرسیده بود: «حالا با این صورت چطور عروس شوم؟»

در این چهار سال زیور بارها زیر تیغ جراحی رفته است. در بیمارستان های مختلف، مطهری و لبافی‌نژاد و فارابی پرونده دارد. یک چشمش تخلیه شده و روی پلک هایش بارها جراحی صورت گرفته. بینی‌اش کامل از بین رفته و پزشکان برای ترمیم بینی از گوشت پایش استفاده کرده‌اند. جراحی‌ها و درمان های او همچنان ادامه دارد و هزینه‌ درمانش رو ز به روز سنگین تر می‌شود. زیور تا الان از هیچ نهادی کمک نگرفته است. او حالا در تهران زندگی می‌کند. یک خانه کوچک حوالی شهرک ولی عصر اجاره کرده  به همراه دو پسرش و خانواده خودش زندگی می‌کند. مادر زیور، تر و خشکش می‌کند. زیور چشم هایش را از دست داده و صورت و همه اندام هایش اسیب جدی دیده‌اند. زیور و یثری تنها قربانیان این اسید پاشی نیستند خانواده زیورهمگی زجر کشیده‌اند. از خواهر و مادر تا پسران زیور که نمی‌دانند داغ خواهر را تحمل کنند یا صورت مادرشان را.  پسر بزرگ زیور سوم دبیرستان است و پسر کوچکش  دبستانی است. هر دو تنها به انتقام فکر می‌کنند. زیور چندباری ان ها را پیش روانپزشک برده اما تاثیری نداشته. مهدی پسر کوچک زیور مثل خیلی از پسر بچه‌های هم سن و سالش آرزو دارد خلبان شود  اما مثل بچه‌های دیگر دوست ندارد خلبان هواپیماهای مسافربری شود و دور دنیا بگردد. او به زیور می‌گوید می خواهم خلبان هواپیماهای جنگی شوم و خانه عمو را بمباران کنم.

_MG_6604

برادر شوهر زیور که خواستگارش بوده به قید وثیقه آزاد شده و برادر شوهر دیگرش همراه همسر برادرشوهرش در زندان به سر می‌برند. از وقتی برادر شوهر زیور آزاد شده، پسر بزرگ زیور ارام ندارد او  به زیور گفته: خواهرم جلوی چشمانم است و من انتقام او و شما را می گیرم. زیور نگران است. نگران فکرهایی که توی سر بچه‌ها می‌گذرد. نگران کنکور پسرش است، نگران اجاره خانه‌ و خرج جراحی‌هایی که هنوز مانده‌اند.

 

نویسندگان:ترانه بني يعقوب و فريده غائب‎

منبع:ایران وایر

* در تهیه این گزارش از گزارش های منتشره در مجله زنان امروز، خبرگزاری ایسنا،  سایت خبرانلاین و روزنامه بهار به عنوان منبع استفاده شده است.

معاینه «رعنا» توسط پزشک سرشناس آلمانی

پروفسور هاینریش شونایش، پزشک حاذق آلمانی و متخصص جراحی پلاستیک در سفری به ایران، یک‌شنبه هفته گذشته رعنا را در کرمان معاینه کرد و گزارشی از وضعیت او به‌صورت یک پرونده پزشکی به آلمان فرستاد. پروفسور شونایش تمامی درمان‌های انجام‌شده توسط پزشک معالج فعلی رعنا یعنی دکتر رفیع را تأیید کرد و گفت: «درمان این کودک تابه‌حال از طرف دکتر رفیع به‌صورت کاملاً حرفه‌ای و خوب پیش رفته است.»

این خبر را «فاطمه دانشور» عضو شورای شهر تهران و مدیر موسسه مهر آفرین که سرپرستی رعنا را به عهده گرفته است؛ به کانون زنان ایرانی گفت و افزود: «این پزشک آلمانی به ما اعلام کرد که حاضر است در صورت امکان درمان رعنا را در آلمان به‌طور رایگان انجام دهد. اما نکته اینجاست که رعنا اول باید سن رشدش متوقف شود تا بعد جراحی‌های صورت و بدن روی او انجام شود و فعلاً فقط جراحی موی سر و پوست سر او مقدور است.»

فاطمه دانشور
فاطمه دانشور

فاطمه دانشور البته واقعانمی داند سال‌ها بعد وقتی‌که رعنا ۱۸ ساله بشود، این پروفسور همچنان او را به یاد خواهد داشت و سر حرفش باقی خواهد ماند یا نه؟ و شاید همین باعث می‌شود که بگوید: «ما و شما باید بدانیم که رعنا هنوز نیازمند کمک‌های مالی همه ما است.»

رعنا دختر سمیه مهری قربانی اسیدپاشی خود نیز به خاطر حمله اسیدی پدر و عمویش به‌طورجدی آسیب‌دیده است. سمیه مهری که در اردیبهشت‌ماه سال ۹۰ از سوی همسرش مورد اسیدپاشی قرارگرفته بود، چند هفته قبل، پس از مدت‌ها تحمل بیماری و دو روز بستری‌ در بیمارستان و زیر چادر اکسیژن بودن، به دلیل ازکارافتادگی ریه در اثر زخم‌های ناشی از اسید دریکی از بیمارستان‌های تهران درگذشت.

بعد از مرگ سمیه، شرایط رعنا و نازنین دختران سمیه پیچیده‌تر شد. از طرفی نگرانی‌هایی درباره آزاد شدن همسر اسیدپاش سمیه از زندان بعد از فوت شاکی (سمیه) ایجادشده است. خانواده پدری سمیه نیز صلاحیت نگهداری این کودکان را ندارند و خانواده مادری سمیه نیز تمکن مالی و شرایطی که او را هر هفته به تهران برای مداوا بیاورند نخواهند داشت و به همین دلیل موسسه خیریه مهر آفرین سرپرستی دو کودک سمیه را بر عهده گرفت و در فراخوانی از مردم برای تأمین هزینه‌های مالی و زندگی آن‌ها درخواست کمک کرد.

در اولین اقدام مددکار مستقر در کرمان به دیدار این خانواده رفت و با امام‌جمعه همت‌آباد درباره وضعیت این دو کودک گفتگو کرد. رعنا نیز به همراه پدربزرگش با مدیریت موسسه در تهران دیدار کرد. فاطمه دانشور با پزشک معالج این کودک و مددکارانی که به بازیابی روحی رعنا و نازنین مشغول هستند و پدربزرگ آن‌ها ارتباط مستقیم و مداوم دارد. خانواده رعنا و نازنین سرپرستی خانم دانشور را برای پیگیری امور درمانی، مالی، حقوقی، مددکاری و روانشناسی برای بچه‌ها پذیرفته‌اند.

عضو شورای شهر تهران در باره اقدام های انجام شده می‌گوید: «بعد از تحت پوشش قرار گرفتن رعنا توسط موسسه مهر آفرین، مددکار ما به‌طور اختصاصی پوشش‌های حمایتی خود را به این کودک آغاز کرده است. رفت‌وآمد رعنا به تهران آن‌هم به‌صورت هر هفته برای پدربزرگ او دشوار بود و باوجودی که مهر آفرین تقبل کرده بود این سفر به‌صورت هوایی انجام بشود، اما پدربزرگ او ترجیح داد تزریق ژل‌های هفتگی به سر رعنا در کرمان انجام شود، برای همین این تزریق‌ها هر هفته توسط پزشک معتمد دکتر رفیع (پزشک اصلی رعنا) در کرمان انجام می‌شود و رعنا فقط ماهی یک‌بار برای پیگیری درمان خود به تهران خواهد آمد. بحث دیگری که مهر آفرین آن را پیگیری می‌کند، گرفتن وکیل حاذق برای فرزندان کوچک سمیه مهری است تا از آسیب پدرشان در امان باشند. مهر آفرین با چند وکیل حاذق گفتگو کرده است، چراکه وکیل پیشین خانواده مهری نتوانسته بود آن‌طور که بایدوشاید این پرونده را پیگیری کند. برای همین به‌زودی اطلاعات جدیدی از وکیل آن‌ها در اختیار مردم قرار خواهیم داد. در حال حاضر مهم‌ترین مشکل این دو کودک و پدربزرگ آن‌ها مشکل مسکن است، آن‌ها در خانه خود از داشتن حداقل امکانات بهداشتی محروم هستند و حتی شستشوی رعنا و نازنین به سختی انجام می‌شد، لذا مهر آفرین تقبل کرد که خانه‌ای در روستای محل سکونت رعنا و نازنین با امکانات کامل تهیه کند و آن‌ها به این خانه نقل‌مکان کنند.»

دانشور اطمینان می‌دهد که رعنا فعلاً روحیه نسبتاً خوبی دارد: «پدربزرگ آن‌ها ۱۹ نوه دارد و رعنا با آن‌ها بازی می‌کند و کسی این دخترک را مورد تمسخر قرار نمی‌دهد. هردوی آن‌ها ضریب هوشی بالایی دارند و یادگیری آن‌ها بسیار بالاست. رعنا هنوز به سن مدرسه نرسیده، اما نازنین نمرات خوبی را در مدرسه کسب می‌کند. هر دو کودک را تحت نظر روانکاو و مددکار قرار داده‌ایم و مددکار آن‌ها هنوز گزارشی از وضعیت روحی آن‌ها ارائه نکرده، اما به نظر می‌رسد نازنین نیازمند جلسات روانکاوی بیشتری باشد. خوشبختانه پدربزرگ آن‌ها با ما همکاری خوبی دارد، در حال حاضر مبلغی که در موسسه مهر آفرین برای این دو کودک جمع‌آوری‌شده حدود ۲۰ میلیون تومان است، من درصدد رایزنی با همکاران خود در شورای شهر و اتاق بازرگانی هم هستم تا بتوانیم این پول را به مبلغ قابل‌توجهی رسانده و در یک بانک به نام خود رعنا و نازنین سپرده‌گذاری کنیم تا آینده آن‌ها تا حدی تأمین شود.»

دانشور معتقد است برای کمک بهتر به رعنا و نازنین بهتر است علاقه‌مندان کمک‌های خود را به یک حساب واحد که مهر آفرین برای این دو کودک در نظر گرفته واریز کنند: «این کار به ما کمک خواهد کرد که آینده آن‌ها را تأمین کنیم. از کسانی هم که وجوه کمک شده به این دو کودک را در اختیاردارند و همچنین بخشی از پول‌های سمیه مهری در اختیار آن‌هاست خواهش می‌کنیم که این وجوه را به ما بسپارند تا با مدیریت صحیح برای آن‌ها پس‌انداز کنیم. یاوران عزیز جهت حمایت از رعنا و خانواده وی می‌توانند با شماره ۳۵۲۶۰ تماس حاصل نمایند و یا از طریق شماره جام بانک ملت به نام موسسه خیریه مهر آفرین به شماره ۰۱۳۷۳۴۰۸۳۳۰ و یا با شماره کارت ۶۱۰۴۳۳۷۹۰۰۲۷۳۸۰۴ واریز کنند. در حال حاضر بخشی از پول‌های سمیه مهری نزد کسانی است که برای کمک بیشتر به سمیه با او حساب مشترک بازکرده بودند. اما هنوز باوجود شفاف‌سازی‌های پی‌درپی از سوی مهر آفرین حاضر به برگرداندن این پول به کودکان سمیه نیستند. مهر آفرین از آن‌ها درخواست می‌کند که با گرفتن دست همکاری این موسسه، وجوه نقدی که متعلق به این مادر و دو کودک خردسال وی است را در اختیار مهر آفرین قرار دهند تا این موسسه بتواند با کمک آن‌ها خدمات بهتری را به این دو کودک ارائه کند.»

در آن شب که شوهر و برادرشوهر سمیه بر روی اسیدپاشی‌اند، سروصورت رعنا نیز به‌شدت آسیب دید و بینایی یکی از چشمانش را از دست داد. بدن این دختر که اکنون شش‌ساله است به‌شدت سوخته است. دست‌های نازنین هم کمی آسیب دید، آثار این سوختگی هرچند چندان عمیق نیست اما هنوز بر دست‌های این دختر ۹ ساله دیده می‌شود.

منبع: کانون زنان ایرانی